اختلالات روان تنی ۲
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تعداد زیادی اختلالات طبی و نورولوژیک که در جدول مشکلات طبی که با علایم روانپزشکی تظاهر مییابند خلاصه شدهاند ، ممکن است با علایم روانپزشکی مراجعه کنند که باید از اختلالات اولیه روانپزشکی افتراق داده شود. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اختلالات روان تنی ۳
موبوفوبیا چیست؟
تحقيقات نشان می دهد که حدود ۸۷ درصد از جمعيت کل جهان از اين وسيله ارتباطی استفاده می کنند. اين وسيله ارتباطی اين روزها ناقل "بیماری خطرناکی" است.
■ "موبوفوبيا" (Mobophobia) به معنی بروز استرس و اضطراب شديد به هنگام "نداشتن آنتن"، "قطع تماس"، "قطع ارتباط با اينترنت"، "تمام شدن شارژ باتری" و از همه بدتر "جا گذاشتن يا گم کردن تلفن همراه" است. همچنين به اين بیماری "نوموفوبيا"
یا (به معنی «ترس نبود تلفن همراه») نیز گفته می شود.
■ چند درصد ما به "موبوفوبيا" گرفتاريم؟
تحقيقات نشان می دهد که حدود ۸۰ درصد از مردم به اشتباه حس می کنند که گوشی آنها در جيب می لرزد و ۳۰ درصد به اشتباه حس می کنند که گوشی آنها زنگ می زند.
۸۰ درصد از افراد بين ۱۸ تا ۲۴ سال شب با گوشی می خوابند. والدينی که تمايل بیشتری به استفاده از تلفن همراه دارند بيشتر در ارتباط با فرزندانشان دچار مشکل می شوند.
همه اينها بخش هایی از اين "بیماری فراگير" یا "پاندمیک" است.
■ يک فرد عادی به طور معمول در شبانه روز حدود ۱۱۰ بار گوشی خود را چک می کند، در حالیکه فرد مبتلا به موبوفوبيا، حدود ۹۰۰ بار در شبانه روز اين کار را می کند. اگر می خواهيد از عمق پيشرفت اين بیماری مطلع شويد بايد بدانيد که ۹۵ درصد از مردم ساعات قبل خواب را مشغول پيامک زدن يا جست و جو در اينترنت هستند. و يا از هر چهار نفر يک نفر به هنگام خواب گوشی خود را در حالت سکوت نمی گذارد.
طبق تحقيقات صورت گرفته از هر دو نفر يک نفر اگر نصف شب بدون هيچ دلیلی از خواب بيدار شوند اول به سراغ گوشی می روند و آن را چک می کنند.
■ علائم موبوفوبيا کدامند؟
موبوفوبيا زمانی رخ می دهد که فرد نسبت به از دست دادن گوشی خود دچار ترس شود. از آنجا که اين ابراز دربردارنده اطلاعات شخصی از قبيل عکس، پيام، صوت و ... است انتشار عمومی اين موارد جاي بسی نگرانی هم دارد.
«تکنو استرس» يا ترس و اضطراب از ارتباط رو در رو با شخص ديگر به دليل استفاده بيش از حد از ابزارهای ارتباطی، حالتی از اضطراب است که سرانجام منجر به انزوا و افسردگی فرد می شود.
«رينگ زايتی» يا اضطراب ناشی از شنيدن صدای زنگ حالتی ديگر از اضطراب است که باعث می شود فرد مرتبا به صفحه گوشی خود نگاه کند تا هيچ تماس، پيام، هشدار و هيچ اتفاق تازه ای بر روی گوشی خود را از دست ندهد.
از نشانه های "اعتیاد به تلفن همراه" می توان به استفاده مکرر از تلفن همراه برای از بين بردن حس ناراحتی، غم و اندوه و استرس نام برد.
از علائم شاخص اين بيماری می توان به اضطراب، تغييرات تنفسی، لرزش، تعریق، آشفتگی، سردرگمی و افزايش ضربان قلب، اشاره کرد.
از علائم عاطفی اين بیماری می توان به افسردگی، وحشت، ترس، وابستگی، اعتماد به نفس پايين و احساس تنهایی اشاره کرد.
اگر کسی فکر می کند که به اين بیماری دچار شده است بايد بداند که راه درمان آن "خود درمانی" است !!!
برشی بر سریال شهرزاد
وقتی سریال شهرزاد تمام شد , تمام فکرم این بود بین تمام سریال های عاشقانه چطور شد که شهرزاد, شهرزاد شد !!! یه جوارایی این سریال بعدی از عشق رو به تصویر کشید که خیلی وقته نداریمش , یه واقعیته حذف شده,نه حذف چرا؟ یک واقعیت انکار شده !
شهرزاد رویایه همه دخترهاست و فرهاد وصله این رویا به حقیقتی ,نه شاید دست یافتنی ! یه جورایی همه زنها یه شهرزاد درون داریم ,یک شهرزاد فداکار ,ازخودگذشته,مظلوم وپاک،و یه معشوقه خیالی,یا شایدم حقیقی,مثل فرهاد !! البته هیچ چیز عشق رو دست کم نگیرید ,برای عاشقانی مثل شهرزاد و فرهاد هیچ چیز غیرممکن نیست !!!! این وسط تکلیف عشق قباد چی میشه ؟ قبادی که علیرغم تمام ضعف و ناتوانیهاش برای اثبات دوست داشتن شهرزاد ,بازهم همین دخترانی که با رویای یکی مثل فرهاد زندگی می کنند ,ازش دفاع می کنن واز اینکه شهرزاد رو از دست میده غمگین میشن !! قبادی که برعکس فرهاد که شهرزاد رو برای خود شهرزاد دوست داره , اون شهرزاد رو برای پر کردن جای خالی های زندگیش دوست داره ! مثل جای خالی مادرش !یا واضح تر از اون برای اثبات نازا نبودن خودش ! جوریکه وقتی بچه ش به دنیا اومد نتونست خودخواهیش رو مخفی کنه و حتی اون رو به زبون آورد وگفت:حالا معلوم شد کی بچه ش نمیشه !! برای همینه که قباد بدون توجه به اینکه به لطمه ایی که شهرزاد از تصمیمات اون میبینه ,هر کاری حاضر انجام بده حتی محروم کردن شهرزاد از دیدن بچه ش ! قباد شهرزاد رو فقط برای خواسته ها و همون جاهای خالی روحش تو زندگیش میخواد یه جوارایی انگار بیشتر به داشتن یکی مثل شهرزاد وابسته شده تا دلبسته ! به قول خودش وقتی به بزرگ آقا گفت من رو انداختی وسط بهشتی که تا اومدم زیر دندونم مزه مزش کنم بیرونم کردید ... اینجاست که قشنگ میشه فهمید دلیل اهمیت وجود شهرزاد برای خودشه , نه شهرزادی که فکر می کنه دوست داره ! و به همین دلیلم هست که چپ میره راست میاد به شهرزاد میگه دوست دارم حتی بیشتر از قبل! این حرفش کاملا درسته چون الان با نبود شهرزاد همون جای خالی که سعی می کرد با سیگار و مشروب انکارش کنه بیشتر به چشم میاد و همه فقدان ها بیشتر از قبل خالی تر و غیرقابل انکارتر شده !!!! و این اوج خودخواهیه یه آدم مثلا معشوقه که به قول شهرزاد راه و بیراه تجاوز می کنه به حریم این کلمه مظلوم و بی پناه , عشق !؟!
البته نا گفته نماند که قباد همونقدر که برای داشتن شهرزاد خودخواهانه دست به هرکاری میزد, همونقدر هم خالصانه برای عشقش اشک میرخت!!! قبادی که شاید اگر از شیرین بچه دار می شد آدم دیگری می بود و شیرین نیز هم !!و اما در این میانه ی جنگ و عشق , از همه مظلومتر شیرین بود ! شیرینی که بخاطر حسرت مادرشدنش اونقدر از خودش پایین رفت که حتی ویران شدن خودش رو که با دستای خودش مسببش بود رو نمیدید , آنقدر که حتی از خودش رد شد و در باتلاق وجودش هر چه بیشتر دست و پا میزد بیشتر فرو میرفت .... تقلای شیرین برای به دست آوردن بچه همونقدر خودخواهانه و در عین حال مظلومانه بود که قباد برای بدست آوردن شهرزاد !!! بیچاره شیرین ,این وسط انگار نه انگار اونهم احساسی داشت !!!! تمام این بیهوده تقلا کردن ها همه ناشی از عقده حقارتیست که کنار اومدن باهاش کار آسونی نیست . به قول آدلر مهم نیست که چه نقطه ضعف هایی داریم ,مهم اینکه با این نقطه ضعفها چکارهایی می تونی انجام بدی یا چه آدمی بشی و.....!!!! پ.ن. این روزها به تعداد کثیری فرهاد برای بقای عشق نیازمندیم !!! به فرهادی که با وجود تمام دوست داشتن های پاک و زلالش نسبت به شهرزاد, به تصمیمی که حتی برای ازدواج با قباد گرفت هر چند تلخ,هر چند بی رحمانه,هر چند ناعادلانه.... ولی احترام گذاشت و فردیت شهرزاد رو برای خودخواهی های خودش زیر سوال نبرد , چون به عشقش اعتماد داشت,دلیل این تصمیم رو هر چیزی که بود, جدا از دوست داشتنشون میدونست و این باور قاطعانه اش رو وقتی که به پدرش گفت قطعا دلیل ازدواج شهرزاد باقباد از بی علاقگیش به من نبوده ,خیلی خوب میشه فهمید ! برای همینم بود که وقتی شهرزاد برگشت بازهم دوستش داشت حتی بیشتر از قبل ,یک دوست داشتنه واقعی برعکس قباد ! تا که شاید وجود فرهادها نویدی باشد بر دل شهرزادهایی که جز دوست داشتن توقعی از عشق شان ندارند ...
ژیلا حسنی
نفوذ اجتماعی
نفوذ اجتماعی
نفوذ اجتماعی عبارت است از، اعمال قدرت اجتماعی توسط اشخاص یا گروهها برای تغییر دادن نگرشها و رفتار دیگران.[1]
چهوقت مراجعه به روانشناس ضروری میشود؟
درمان اختلالات روانی به اندازه درمان بیماریهای جسمی مهم و حقیقی هستند. بسیاری از اوقات هم نمیتوان اختلالات جسمی را از اختلالات روانی جدا كرد. طبق آمار رسمی سازمان بهداشت جهانی علت بیش از نیمی از بیماریی های جسمی ناراحتیهای روانی است كه در مدت طولانی با ایجاد اختلال در كاركرد طبیعی بدن مشكلات و دردهای جسمی را بوجود می آورند. طبعا هرنوع فشار روانی را نمیتوان بیماری خواند، و كمتر كسی به محض برخورد با یك بحران روانی فورا به روانشناس رجوع میكند. در مورد رجوع به روانشناس به خاطر درمان بیماریهای روانی نیز مثل اختلالات جسمی، هركس مدتی را به مدارا با آن آزردگی میپردازد و هنگامی كه فشار آن زیادتر از توان تحمل میشود به دنبال كمك از افراد متخصص میرود. برای مثال وقتی كسی سرما میخورد در ابتدای سرما خوردن سعی میكند با استفاده از ویتامینهای لازم، مصرف نوشیدنیهای گرم و استراحت، به بهبود خود كمك كند؛ ولی اگر در عرض دو الی سه روز بهبودی حاصل نشد به پزشك معالج خود رجوع میكند. اولین قدم به سمت بهبودی و تسلط یافتن بر اختلالات روانی نیز همین طور است. تشخیص اینكه چه زمان مراجعه به روانشناس ضروری میشود به عهده خود فرد است، یعنی زمانی كه فرد نیاز به كمك تخصصی را احساس میكند به روانشناس رجوع میكند. این نكته به این معنی است كه افرادی به روانشناس رجوع میكنند كه توان تشخیص دارند و میدانند مسالهای دارند و این مساله باید حل شود. بطوركلی روان درمانی شیوهای است برای كمك به آن دسته از افرادی كه توان تشخیص و مقابله با آزردگی های روانی را از دست ندادهاند و شیوهای است برای ایجاد رشد و از بین بردن چیزهایی كه رشد فرد را محدود میكنند.
اكثرا وقتی اختلالات به شكل كهنه درمیآیند، یعنی زمانی كه فرد بدون توجه به آنها فقط «میسوزد و میسازد» و یا راه حلهایی كه اختیار می كند به اندازه كافی موثر نمیافتند، رفتهرفته بحران اولیه شكل مزمن به خود میگیرد و در كنار خود بسیاری از اختلالات دیگر را میسازد كه دیگر عنان زندگی را از انسان گرفته و زندگی را تلخ میكنند. یك روانشناس در درجه اول مشاور بهداشت روانی است. ضرورت رجوع به روانشناس آن وقتی است كه فرد احساس كند در كاری و یا در حل مشكلی احتیاج به كمك تخصصی دارد.
اما روانشناسان تنها به مداوای بیماری نمیپردازند. آیا كسی كه بخاطر مشكل تمركز فرزندش در مدرسه یا بخاطر امور تربیتی فرزندش و یا بخاطر اختلافات خانوادگیاش راههایی را خود آزمایش كرده ولی نتایج مطلوب را نگرفته است؛ و یا كسی كه در مورد روابطش با كار، با همكاران، دوستان و غیره با مشكلاتی روبرو است؛ و یا كسی كه در مورد انتخاب شغل آیندهاش مردد است، احتیاجی به كمك تخصصی ندارد. طبیعی است كه برای همه این امور میتوان به روانشناس مراجعه كرد.
شیوه های کار در روانشناسی بالینی
روانشناسی بالینی و یا كلینیكی یكی از شاخههای كار در روانشناسی است كه منحصرا به شناخت و مداوای بیماریهای روانی می پردازد.این نكته به این معنا نیست كه آدم باید مبتلا به اختلالات شدید روانی باشد و یا علائم شدید بیماری از خود نشان دهد تا برای مداوای آنها به مطب روانشاس رجوع كند. هر فردی در رابطهای متقابل با محیطِ زندگیاش بسر میبرد و مدام در حال تاثیرگذاری و تاثیرگرفتن از محیط زنذگیاش است. به این معنا هر فردی دارای یك دنیای درون و یك دنیای بیرون است كه شكلدادن به هردوی آن دنیاها با روابطی كه خاص خود آن فرد هستند و توسط افکار, احساسات و رفتارهای وی ساخته و بكار گرفته میشوند صورت میگیرد. در کار بالینی با مراجعین به مطب های روانشناسی سه شکل اصلی برای برگزاری جلسات روان درمانی وجود دارد که بنا به نوع مشکل و بهترین راه برای کار بر روی آنها هر مراجعه کننده با یکی و یا با هر سه این شکل کار آشنا می شود. این سه شکل در زیر قدری توضیح داده شده اند.
روان درمانی فردی
منظور از رواندرمانی فردی آن شكلی است كه فرد با رواندرمانگر خود در جلسات ملاقاتی كه فقط آن دو در آن شركت میكنند حضور مییابد. در رواندرمانی فردی این امكان فراهم میآید كه فرد با احساسات و افكار خود آشنایی عمیق بیابد، به علت وجود آنها پیببرد، روابط فردی خود را با دیگران و با چیزهایی كه زندگی جمعی را میسازند آشكارتر درك كرده و آنها را بهتر بشناسد و در نگاه كلی شخصیت خود را بهتر درك كند. تنها بعد از این مرحله است كه فرد میتواند برای رفع مشكلاتی كه وی را فرسوده كردهاند اقدام كند، بدون اینكه مانند گذشته دائما حالت ضعف، ناتوانی، درد، خودخوری، سركشی، پرخاش و خشونت و غیره جلوی رفع مشكلاتش را بگیرند. سرعت و شكل رفع مشكلاتی كه هر شخصی برای كنارآمدن با آنها به روانشناس رجوع میكند از فرد تا فرد متفاوت است. ولی به صورت كلی میتوان گفت كه رهایی از مشكلات یعنی یادگیری جدید، یعنی یادگیری چیزها و روابط به نوعی دیگر، به نوعی كه دیگر فرد دست وپابسته اسیر مسائلش نباشد. این یادگیری روندی است كه سرعت و كیفیت آن در جریان رواندرمانی كاملا به عهده خود فرد است و رواندرمانگر به حكم كسی است كه تشریح این راه، نحوه شروع آن، پیشبردن آن و به سرانجام رساندن آنرا حمایت میكند.
روان درمانی گروهی
رواندرمانی گروهی شكل دیگری از روان درمانی است كه برای مسائل معینی برقرار میگردد. و معمولا شكل پیشرفتهتری نسبت به رواندرمانی فردی دارد. برای تشخیص اینكه رواندرمانی گروهی بدرد چه كسی میخورد هر فردی تعدادی جلسات رواندرمانی فردی را پشت سر میگذارد و سپس میتواند به جمعی از كسانی كه همان مشكلات را دارند بپیوندد. در این حال اعضاء شركتكننده در گروه رفته رفته به شكل روابط نزدیك هر عضو دیگر درآمده و هر عضو گروه از حمایت كنترل شده اعضای گروه برخوردار شده و تمام نقشهای جدید و چیزهایی را كه میخواهد یاد بگیرد تا به رابطه بهتری با دنیای درون و دنیای بیرون خود دست بیابد در تمرین با دیگران آنها را در خود درونی كند.
مشاوره خانوادگی و خانواده درمانی
در خانوادهدرمانی تمام اعضاء یك خانواده به عنوان تكتك اعضاء یك سیستم شركت میكنند. در ابتدا فقط مشكلاتی حضور دارند كه تاب و توان یكایك اعضاء را سلب كردهاند. هركدام از اعضای خانواده علیرغم تلاشهای بسیارشان برای كنترل دامنه مشكلات رفتهرفته به جایی رسیدهاند كه نمیتوانند با یكدیگر و بعنوان تكتك اعضاء یك سیستم مشكلاتشان را حل كنند. بلكه هركدام با رفتارشان باعث پایدار ماندن مشكلات و سختتر شدن آنها میشوند. در این حال مهم است اشاره شود كه در اینجا چیزی به عنوان تقصیر و یا گناه وجود ندارد و اصلا مهم نیست كه چه كسی مسبب مسائل شدهاست. بلكه هدف اول در خانواده درمانی فهمیدن نقش تكتك اعضاء خانواده برای برنامه ریزی و ایجاد تغییرات لازم است. كار درمانی خانواده به عنوان یك سیستم حضور دارد و میآموزد كه راهها و نظمهای جدیدی ایجاد كند و آنها را به كاربسته تا این روابط جدید جانشین روابط قبلی شوند. خانواده به عنوان یك سیستم میآموزد تا بجای سرپوشگذاشتن بر مشكلات كه تنها موجب پابرجانگاهداشتن آنها میشود برای یكایك مشكلات راه های جدیدی بیابد. طبیعی است كه شناخت پیدا كردن تكتك اعضاء خانواده از روندهای فكری، احساسی و رفتاری خود و درك نقش و موقعیت خود به عنوان یك عضو از سیستم خانواده در تمام طول رواندرمانی نقش اساسی بازی میكنند. مشكلات آموزشی و تربیتی که پدر و مادر و فرزندانشان با آن روبرو می شوند نیز در این شیوه از كار بالینی به نحو بهتری نسبت به اشكال دیگر رواندرمانی نتیجه می دهد .
ازدواج
ازدواج دورانی است که اکثر مردم آن را تجربه می کنند.طرز تفکر و تصمیم گیری هایی که در این دوران شکل می گیرد بسته به عوامل و شرایط هر فرد متفاوت است .از جمله این شرایط عبارتنداز : جنس(مرد یا زن)، سن ،شرایط اقتصادی ، شرایط فرهنگی وموارد جزئی که در برخی افراد به صورت کم وزیاد وجود دارد.در این مقاله به ویژگی های مشترکی که در بین بیشتر مردم(فرهنگ ایرانی) مرسوم است اشاره شده است.البته فرایند ازدواج گسترده تر و جامع تر از موضوعات این است،اما سعی شده است در حد امکان به طور مختصر به گوشه های بارز این موضوع اشاره شود.در ابندا از تعریف نامزدی،که ابتدایی ترین جنبه رسمی در فرایند ازدواج است شروع می کنیم .
تعریف نامزدی
نامزدی قراردادی است كه به موجب آن، طرفین توافق میكنند در آینده باهم ازدواج كنند. تفاوت دوران آشنایی با دوران نامزدی در همین توافق است. در دوران آشنایی، هیچ كدام از افراد تعهدی برای ازدواج با دیگری ندارند. هرچند در دوره آشنایی افراد به قصد ازدواج باهم ارتباط دارند و باهم آشنا میشوند، اما این بدین معنی نیست كه الزاماً در پایان آشنایی به یكدیگر وعدهی ازدواج دهند و باهم نامزد شوند. زمانی كه هردو نفر به قدری باهم آشنا شدند كه تصمیم به ازدواج گرفتند، از آن زمان تا زمان عقد رسمی، دوران نامزدی محسوب میشود.
مردم از دوران نامزدی تعاریف متفاوتی دارند. برخی فاصلهی عقد و عروسی را دوران نامزدی محسوب میكنند. برخی دیگر زمان بعد از عقد، تا هنگامیكه به خانه مشترك بروند را دوران نامزدی میگویند. و بسیاری دیگر، زمان قبل از عقد را دوران نامزدی میدانند. تعریف درست دورهی نامزدی به این تعریف نزدیك است. دوران نامزدی به دورهای از زمان میگویند كه با وعدهی ازدواج شروع میشود و با عقد رسمی پایان میگیرد و حداقل خانوادهی اصلی دختر و پسر از آن آگاه هستند. شروع نامزدی میتواند با در دست كردن حلقه و احتمالاً یك جشن كوچك همراه باشد.
عقد به معنای بستن، گره بستن، استوار کردن پیمان و عهد بستن است . زن و مردی که با یکدیگر عقدِ ازدواج می بندند، قول ازدواج یا نامزدی خود را استوار می کنند و برای زندگی باهم عهد می بندند.
برخلاف تعریف نامزدی، تعریف عقد از نظر اکثر مردم تعریف مشخص و واحدی است. هرچند برخی از افراد در سالهای اخیر دوران عقد را با دوران نامزدی اشتباه گرفته اند. اما از نظر اکثر مردم دوران عقد به دورانی گفته می شود که با عقد ازدواج آغاز می شود و با شروع زندگی مشترک پایان می یابد.
عقد ازدواج یک پیمان سه گانه است که شامل عقد شرعی، عقد قانونی و عقد اجتماعی می شود. منظور از عقد شرعی همان صیغهی عقد دائم است که شرع مشخص کرده است و در واقع زن و مرد به نام خدا و با اجازهی او پیمان می بندند. منظور از عقد قانونی همان ثبت رسمی ازدواج و پذیرش تعهدات قانونی و حقوقی ازدواج است و منظور از عقد اجتماعی، حضور خویشان و دوستان و جمعی از مردم در زمان عقد ازدواج است. حضور جمعی از افراد به عنوان شاهدان جمعی، پیمان زن و مرد را وجهه اجتماعی می دهد.
مراحل ازدواج
ازدواج در سه مرحله شكل میگیرد 1ـ آشنایی 2ـ نامزدی و 3ـ عقد رسمی.
آشنایی به طور سنتی از طریق خواستگاری انجام میشود. گاهی اوقات افراد قبل از نامزدی یا عقد رسمی، فرصت كافی برای آشنایی دارند و گاهی این فرصت بسیار محدود است. برخی افراد با خواستگاری دورهی آشنایی را آغاز میكنند و برخی دیگر قبل از خواستگاری فرایند آشنایی را شروع میكنند و سپس برای رسمی شدن آشنایی، خواستگاری انجام میشود. در واقع دو حالت را میتوان در جامعه مشاهده كرد.
الف ـ خواستگاری ـ آشنایی
ب ـ آشنایی ـ خواستگاری.
گام دوم ازدواج یا نامزدی، زمانی شروع میشود كه دو نفر به یكدیگر وعدهی ازدواج میدهند. این دوره با یك جشن كوچك، حلقه در دست كردن، مراسم بله برون و سنتهای دیگری همراه است.
گام سوم ازدواج زمانی است كه عقد رسمی بین نامزدها جاری میشود و به عقد یكدیگر درمیآیند. برخی افراد به سرعت هرسه مرحله را پشت سر میگذارند و ازدواج میكنند. گاهی مشاهده میشود كه فاصلهی آشنایی تا عقد رسمی كمتر از یك ماه است. در چنین شرایطی طبیعی است كه فرصت آشنایی و نامزدی در حد چند روز باشد. اطلاعات و دانستنی هایی كه در هركدام از مراحل آشنایی، نامزدی و عقد بدست میآید با دیگری تفاوت دارد. شناختی كه در دوره آشنایی كسب میشود، با شناختی كه در دوره نامزدی بدست میآید بسیار متفاوت است و به نظر میرسد كه لازم است برای ازدواج موفق، هركدام از این مراحل در حد خودش تجربه شود.
برخی اوقات در ازدواجهای فامیلی، احساس میشود كه نیاز به گذران دوره آشنایی نیست؛ چرا كه طرفین از قبل باهم آشنا هستند و یكدیگر را به خوبی میشناسند اما دوران آشنایی این امكان را فراهم میكند، كه با یكدیگر به طور خصوصیتر و به قصد ازدواج آشنا شوند. امكانی كه ممكن است قبلاً هرگز وجود نداشته باشد.
زندگی مشترك نیاز به یكسری آمادگیهایی دارد. به غیر از آمادگی اقتصادی، آمادگی عاطفی و فكری نیز لازم است. فردی كه برای حداقل 20 سال با خانوادهی خود زندگی كرده، برای اینكه بتواند از آنها جدا شود و تمام اوقات خود را با فردی دیگر بگذراند،نیاز به زمان دارد. فرایند نامزدی فرصت و مهلت زمانی لازم را برای جدایی از خانوادهی اصلی و پیوستن به نامزد ایجاد میكند.
در دوران نامزدی فرد این فرصت را دارد كه تصمیم خود را بازنگری كند. با شناخت بیشتری كه نسبت به نامزد خود پیدا میكنیم به درستی و نادرستی انتخاب خود بهتر پی خواهیم برد و در صورتیكه تصمیم درستی گرفته باشیم، با اطمینان بیشتری آن را پی خواهیم گرفت. اما اگر متوجه شویم كه انتخاب ما انتخاب درستی نبوده است، این فرصت وجود دارد كه بدون آسیب جدی از یكدیگر جدا شویم. بنابراین نامزدی این امكان را فراهم میكند كه انتخاب همسر در دو مرحله اتفاق بیفتد. مرحلهی اول ابتدای نامزدی است كه افراد به یكدیگر قول ازدواج میدهند و باهم نامزد میشوند و مرحلهی بعدی در پایان نامزدی است كه افراد تصمیم به عقد رسمی میگیرند.
اما افرادی كه تمایل زیادی به تعهد دارند، برای ازدواج بسیار عجله میكنند. آنها شتاب زیادی دارند تا از فرد مقابل خود قول ازدواج بگیرند. این افراد با تعجیل و سرعت خود معمولاً باعث میشوند كه رابطه، آن گونه كه باید و شاید، رشد نكند. معمولاً این افراد نیاز عمیق و ناخود آگاه به احساس تعلق به فردی دیگر دارند. معمولاً ذهن چنین افرادی بیشتر مشغول این است كه ((به كسی تعلق داشته باشند)) تا اینكه ((به چه كسی)) تعلق داشته باشند. این افراد معمولاً از همان ابتدا كه وارد رابطهای میشوند، برای گرفتن تعهد و قول ازدواج فرد مقابل خود را تحت فشار قرار میدهند. كیفیت ارتباط و موفقیت ازدواج معمولاً برای این افراد اهمیت كمتری دارد. برای این افراد خود ازدواج مهم است. آنها میخواهند هرچه سریعتر متأهل شوند و به كسی تعلق داشته باشند.
برخی از خانوادهها به خوبی فرایند نامزدی را میپذیرند و به دختر و پسر جوان اجازه میدهند كه این دوره را قبل از عقد رسمی طی كنند. اما برخی از خانوادهها سعی میكنند، حتی المقدور از نامزدی پرهیز كنند و سریعاً این دوره را با عقد رسمی خاتمه دهند. در عین حال مهمترین مخالفان نامزدی خانوادهی دختر هستند. نامزدی در شرایط فعلی، بیشتر برای خانمها و خانوادهی آنها ایجاد نگرانی میكند.
دلایلی كه خانمها و خانوادههای آنها برای ترس از نامزدی عنوان میكنند عبارتند از: نامزدی رسمیت ندارد، ممكن است پسر، دختر را رها كند و برود. حرف و سخن زیاد است، ممكن است به هم بخورد، اسم روی دختر میماند، ممكن است پسر از دختر خسته شود، همه متوجه میشوند و اینكه دختر در صورت جدایی مثل یك زن مطلقه میشود؛ اما شرایط یك زن مطلقه، مثل دریافت مهریه، را ندارد.
در واقع جدایی در دورهی نامزدی بسیار بهتر از طلاق است. اما بسیاری از افراد به این دلیل كه از طلاق و جدایی میترسند از دورهی نامزدی پرهیز میكنند، چرا كه احساس میكنند قید و بندی برای پیشگیری از جدایی در این دوره وجود ندارد و ممكن است یكی از آنها به راحتی دیگری را رها كند و برود. به همین دلیل سعی میكنند تا با عقد رسمی و حتی مهریه سنگین، دیگری را مجبور كنند كه در قید ازدواج باقی بماند و هرگز به فكر جدایی و طلاق نیفتد. این افراد نامزدی را به دلیل سهولتی كه برای جدایی ایجاد میكند، رد میكنند چرا كه احساس میكنند باید از هرگونه جدایی، پرهیز شود.
تحقیقات نشان میدهد كه اگر طول زمان آشنایی، نامزدی و عقد كمتر از شش ماه یا بیشتر از سه سال باشد؛ طلاق و جدایی افزایش می یابد. بنابراین پیشنهاد میشود كه دورهی نامزدی به گونه ای برنامه ریزی شود که همراه با زمان آشنایی و عقد، مجموعاً کمتر از شش ماه یا بیشتر از سه سال نباشد.
در نظر گرفتن سطح فرد و خانواده اش از موارد با اهمیت موضوع ازدواج و زندگی مشترک است . منظور از سطح ،ویژگی ها و شاخص هایی است که در هر خانواده وجود دارد.از جمله : سطح فرهنگی ، سطح اقتصادی ، سطح مذهبی و... .هر یک از این موارد می تواند به عنوان یک معیار مهم درانتخاب و زندگی فرد تأثیر گذار باشد . هرچه خانواده همسر به خانواده ما شباهت بیشتری داشته باشد رفتار اعضای خانواده همسر برای ما قابل پیش بینی تر است چرا که از قبل رفتارهای مشابه آنها را در خانواده خود درک کرده ایم. اما هرچه خانواده همسر با خانواده ما تفاوت بیشتری داشته باشند درک رفتارها و روابط آنها برای ما پیچیده تر و سخت تر است.
ازدواج با عضوی از یک خانواده به طور استعاری به معنای ازدواج با آن خانواده است و در سطح بالاتر به معنای ازدواج دو خانواده است. یکی از مهمترین روابطی که همسران را تحت تأثیر قرار می دهد، رابطهی خانوادههای آنها با یکدیگر است .تنها زمانی رابطه خانوادهها کمترین تأثیر را بر همسران دارد که آنها افرادی مستقل و پخته باشند. استقلال و پختگی همسران باعث میشود که رابطهی آنها کمتر متأثر از رابطه خانوادهها باشد.
از نظر برخی از همسران حرف و گفتگو و بیان صحبت دیگران، مورد چندان مهمی نیست که آنها بخواهند به آن توجه کنند و برای بیان یا عدم بیان آن دقت کنند. معمولاً این افراد، پس از گذشت چند سالی از زندگی مشترک، متوجه می شوند که بیان کلمات و انتقال جملات، یکی از مهمترین و با اهمیت ترین مسائلی است که هرچه به آن دقت بیشتری داشته باشند، می توانند کنترل بهتری بر زندگی مشترکشان داشته باشند.
منابع
رفیع پور ، فرامرز . آناتومی جامعه : مقدمه ای بر جامعه شناسی کاربردی
یان رابرتسون . درآمدی بر جامعه . ترجمه حسین بهروان .
گری نیومن .1001 پرسش پیش از ازدواج
فشار روانی چيست؟
پاسخ بدن به محركهای بيرونی ودرونی فشار روانی ناميده میشود. رهاسازی بيرونی فشارروانی شامل تغيير شغل، نقل مكان به يك شهر جديد، ازدواج، مرگ شخص محبوب و وجود يك بيماری در خانواده میباشد. حوادث شادی آور به همان اندازه غمبار میتواند فشارزا باشند.) محركهای درونی شامل ناراحتی جسمانی و يا روانی است. ويژگی شخصيتی، از قبيل نياز به نقصگرايی يا بدست آوردن رضايت ديگران، نيز میتوانند فشار آفرين باشند.
فشار روانی میتواند هم واكنشهای مثبت و هم منفی ايجاد كند. به عنوان نمونه ، شايد به دليل احساس بی كفايتی ، ميل به بی نقص بودن داشته باشيد و در نتيجه، فشار دائمی كه بر خود وارد میكنيد در نهايت به ضرر خودتان تمام میشود. از سوی ديگر، ممكن است شما فشار را به صورت مثبت تجربه كنيد ودر نتيجه به شدت برانگيخته شده ومولد باشيد و بتوانيد بيش از آنچه كه در شرايط معمولی میتوانستيد، موفقيت بدست آوريد.
چرا فشار روانی آسيب رسان است؟
فشار چه مثبت باشد و چه منفی، واكنشهای جسمانی ايجاد میكند. بدن هورمونها ومواد شيميايی كه كاركرد قلب، ريهها وعضلات وساير اندامها را تشديد میكنند، ترشح میكند. اين پاسخ ممكن است حالت دفاعی داشته باشد و شما را قادر كند كه مثلا از يك ماشين بی احتياط فرار كنيد. وقتی دوباره احساس ايمنی كرديد، تغييرات بدنی مذكور ناپديد میشوند. بهرحال، اگر فشار روانی برای يك دوره طولانی تداوم يابد، هورمونها نيز بطور مرتب ترشح كرده بدن شما را تحريك خواهد كرد،در نهايت اين تبادل بين روان وبدن موجب فرسايش میگردد.
اگر در حال فشار روانی زياد باشم بدنم چگونه آن را به من اطلاع میدهد؟
وقتی بدنتان برای يك دوره زمانی زياد تحت فشار روانی و تحريك باشد، با استفاده از نشانههای پريشانی كه در زير میآيند به شما هشدار خواهد داد:
- تنش
- افزايش ضربان قلب
- تحريك پذيری
- بی خوابی
- دردگردن يا پشت
- خستگی
- سردرد
- ناراحتی معدهای
- يبوست /تكرر ادرار
- افزايش يا كاهش اشتها
- افزايش مصرف مواد ( از قبيل سيگار، الكل ، كافئين وداروها ) اين علائم نشان می دهند كه شما بايد سبك زندگی و علائق فشار آلود خود را ارزيابی كنيد. فشار روانی طولانی توانايی لذت بردن شما از زندگی را مختل كرده و بيماری جسمانی و يا عاطفی ايجاد میكند. بيماريهايی كه با فشار روانی مرتبط هستند (اما ضرورتا ناشی از آن نيستند) عبارتنداز: زخم معده، اختلال روده، تحريكپذيری، فشارخون بالا،سردردهای ميگرنی و درد پشت يا گردن.
اگر علايم هشدار يا بيماريهای مرتبط با فشار روانی تداوم يافتندبا يك متخصص طبی يا بهداشت روانی مشورت كنيد. همچنين با استفاده از خطوط راهنمای زير میتوانيد تا حدی بهبود يابيد.
چگونه میتوانم سطح فشار روانی خود را ارزيابی كنم؟
خيلی از مردم نمیدانند كه تغييرات عاطی كوچك ناشی از فشار روانی هستند. سؤالات خود ارزيابی زير به شما كمك میكند تا نشانههای فشار روانی را در زندگی خود پيدا كنيد.
- آيا آرام بودن و شوخی كردن برايتان ممكن است؟
- آيا براحتی تحريك پذير می گرديد؟
- آيا خوابيدن در شب برايتان مشكل است؟
- آيا احساس می كنيد كه مسئوليت هايتان سنگين است؟
- آيا علائم جسمانی فشار روانی را تجربه می كنيد( از قبيل معده تحريك پذير)
- آيا علاقه خود به روابط اجتماعی را از دست داده ايد؟
- آيا در تمركز بر تكاليف دانشگاهی يا انجام با كفايت كارها دچار ناتوانی هستيد؟
- آيا ميل شما به مصرف سيگار يا داروها افزايش يافته است؟
اگر شما به 4 سؤال از 8 سؤال فوق جواب مثبت بدهيد، در آن صورت لازم است كه راهبردهای ذكر شده در زير را جهت مقابله با فشار روانی اضافی تان مورد استفاده قراردهيد.
راهبردهای مقابلهای معمول
· ورزش جسمانی فعال ـ ورزش منظم به كاهش تنش عضلانی كمك كرده واحساس
· سلامتی راارتقا می دهد . تنش جسمانی ناشی از نگرانی نيز امكان دارد. توسط ورزش كاهش يابد. ماساژ نيز همين اثرات را ايجاد می كند.
· محدود كردن وظايف كاری وفعاليت خارج از برنامه درسی ـ گفتن «نه»به درخواستهای افراطی كارفرما ونيز داشتن زمان استراحت میتواند فشار روانی را به حداقل برساند.
· خانواده ، دوستان ، گروههای اجتماعی ـ نظامهای حمايتی دوست داشتنی به مواجهه با حوادث فشارزا كمك میكند.
· تعطيلات يا « زمان بازی»ـ طرحريزی برای داشتن زمانهای فراغت كوتاه (يا تعطيلات طولانیتر ) جهت آرامش دادن به خودتان در دورههای اوج فشار روانی بسيار حائز اهميت است.
· سرگرمیها ـ برای خودتان سرگرمیهايی را پيدا كنيد و تا پايان يافتن تاثيرات فشار روانی انرژی و توجه خود را به آن معطوف سازيد.
· مذهب ـ عبادت میتواند تاثير آرام كننده بر بدنتان داشته باشد.
· مشاوره ـ صحبت با يك مشاور برای تشخيص مشكلات توليد كننده فشار روانی و شكستن الگوهای منفی تحريك كه موجب فشار میشوند، مفيد است.
· روشهای ايجاد آرامش ـ شركت در كارگاههای آموزشی اداره فشار روانی وآرم كردن تنشها، روشهای مؤثر اداره كردن فشار روانی را به شما ياد میدهد.
تمرين زير خيلی ساده بوده و میتواند در شما اينجا آرامش نمايد. روزی دوبار آن را انجام دهيد، ترجيحا قبل از صبحانه و بعد از شام .
رهايی از فشار روانی
به طور راحت بنشينيد.
چشمانتان را ببنديد.
تمام عضلات خود را به صورت عميق آرام كنيد وحالت آرامش را حفظ كنيد.
از طريق بينی نفس بكشيد. به موازات بيرون دادن نفس، در مورد كيفيت تنفستان فكر كنيد و واژهای (مثلا عدد يك ) را بصورت آرام برای خود تكرار كنيد. از طريق تمركز بر تكرار واژه، جلوی حواسپرتی توسط افكار مختل كننده رابگيريد.
اين عمل را 10 الی 20 دقيقه ادامه دهيد.
بعد از انجام تمرين مذكور، خيلی سريع بلند نشويد و با چشمان باز چند دقيقه بنشيندسندرم قبل از قاعدگی(PMS)
سندرم پیش از قاعدگی یا «پی ام اس» شايعترين بيماري زنان است. علت اين سندرم هنوز نامشخص است، اما اغلب پزشكان به هم خوردن تعادل هورموني استروژن و پروژسترون را محتمل ترين علت اين بيماري ميدانند.
سندرم پیش از قاعدگی یا «پی ام اس» شايعترين بيماري زنان است. علت اين سندرم هنوز نامشخص است، اما اغلب پزشكان به هم خوردن تعادل هورموني استروژن و پروژسترون را محتمل ترين علت اين بيماري ميدانند.
هورمون استروژن - كه در تمام طول ماه توليد ميشود - درست پيش از تخمك گذاري افزايش مييابد. در اين مرحله، تخمدانها شروع به ساخت و ترشح پروژسترون ميكنند. پی ام اس هم به شكل دقيق در دو هفته بعد از تخمك گذاري تا پايان دوره عادت ماهانه اتفاق ميافتد و خانمهايي كه تخمك گذاري ندارند به اين بيماري دچار نميشوند، مگر اينکه تحت درمان با هورمونهاي استروژن و پروژسترون مصنوعي باشند. اين بيماري با افزايش سن تشديد ميشود، اما در دختران جوان و نوجوان نيز بروز مي كند. در ايران، آمار درستي از اين بيماري در دست نيست.
گفته ميشود که سندرم پیش از قاعدگی بيماري هزار چهره است؛ زیرا پزشكان بيش از 150 علامت را به اين بيماري منسوب كردهاند. علايمش در زنان متفاوت است و همين مسئله تشخيص را دشوار ميكند. بدتر اينکه الگوي اين بيماري ممكن است بر حسب ماههاي مختلف سال و سن بيمار نيز دستخوش تغيير شود. دلشوره، ناپايداري خلقي، تحريكپذيري، عصبي، سردرد، ميل شديد به خوردن شيريني، افزايش اشتها، تپش قلب، ضعف، سرگيجه و غش، افزايش وزن، ورم دست و پا، تورم و حساسيت پستانها، احساس ورم و نفخ شكم، افسردگي، ضعف حافظه، بيخوابي، ... از علايم بسیار شايع اين بيماري است.
جالب است بدانید كه اين بيماري ممكن است علايم ویژهای از قبیل بدخلقي، سركشي در برابر پدر و مادر و اولياي مدرسه، فرار از منزل، حضور نيافتن در مدرسه، افزايش شدید ميل جنسي، ... را در دختران جوان به وجود بياورد؛ اما از آنجا كه بیشتر اين علايم جز در موارد بسيار واضح بدرستي تشخيص داده نميشود، هيچ بعيد نيست كه مشكل اين دختران تا نزديك سی سالگي نيز بدون تشخيص بماند.
در سندرم پیش از قاعدگی، به اين توصيه ها توجه كنيد:
1- صحيح و مرتب غذا بخوريد؛ تغذيه مناسب همراه با کاهش چربيها و افزايش کربوهيدرات هاي مرکب (نظير غلات و سبزيجات پهن برگ، مانند کاهو) در طول قاعدگي و حتي پس از تخمک گذاري (۱۴ روز قبل از شيوع قاعدگي) اهميت زيادي دارد. اين امر براي ايجاد تعادل در قند خون و جلوگيري از سرگيجه بسيار حياتي است . تغيير در وضع هورموني زمینه واکنشهاي مربوط به تأثيرات پايين بودن قند خون (مانند زودرنجي ، ميگرن ، وحشت ، گريه، عصبانيت شديد) را فراهم مي کند. بنابر اين، هرگز بيش از ۴ تا ۵ ساعت گرسنه نمانيد؛ حتي ممکن است خوردن غذايی سبک هنگام خواب لازم باشد .
2- تا جایي که ممکن است، مصرف قند را کاهش دهيد. از مصرف آبنبات و شکلات و شيريني و بستني خودداري کنيد و در عوض ميوه هاي تازه بيشتر بخوريد.
3- نمک را از وعده هاي غذايي خود حذف کنيد؛ از آنجا که نمک سبب ماندن آب در بدن مي شود، با کاهش نمک، ورم کاهش مي يابد. پس به غذاي خود نمک نزنيد. نوشيدنيهاي آماده و گازدار درصد نمک بالايي دارند. از مصرف غذاهاي پر سديم نيز پرهيز کنيد .
4- از ويتامينهاي مکمل استفاده کنيد؛ ويتامينهاي گروه «ب»، بخصوص «ب6»، باعث کاهش ورم مي شود و نيز اثر ضدافسردگي دارد و به نظر مي رسد که ميل شديد به مصرف کربوهيدرات ها را کاهش مي دهد. براي اين منظور، کارشناسان مصرف روزانه يک عدد قرص «ب» کمپلکس (حاوي ۵۰ ميليگرم گرم ب 6) را پيشنهاد مي کنند.
5- سبوس را به برنامه غذايي خود بيفزاييد؛ بعضي از خانمها در طول دوره قاعدگي يا چند روز اول عادت ماهيانه دچار يبوست مي شوند. سبوس آب را به خود جذب و به عمل دفع کمک مي کند. خوردن نان و گندم سبوسدار توصيه مي شود.
6- مصرف کافئين را کاهش دهيد؛ کافئين در قهوه و چاي و کولاها و سوداهاي رژيمي و شکلات نیز موجود است. گروهي از اين مواد در تشکيل کيست سينه مؤثر است. خانمهايي که خوردن اين مواد را کاهش مي دهند در اين دوران درد کمتري در سينه خود حس مي کنند .
7- غذاهاي آماده و کنسروي، چيپس، چوب شور، سوسيس، ماهي ساردين، حبوبات، چغندر، و کالباس، شلغم، ترشي کلم، گوشتهاي دودي، سس خردل، سس مايونز، سس گوجه فرنگي، سس سويا، ترشي، زيتون، نخوريد.
8- به طور منظم ورزش کنيد؛ نيم ساعت فعاليت بدني - به طوري که با افزايش ضربان قلب و عرق کردن همراه باشد - راه خوبي است تا احساس طراوت کنيد. به طور مرتب، ۳ بار در هفته (۱۲ بار در ماه) ورزش کنيد .
9- در صورت امکان، ها را کاهش دهيد .
10- روابط زناشويي؛ داشتن روابط زناشویي مطلوب به کاهش ميزان کمک مي کند .
اگر با وجود رعايت توصيه هاي بالا هنوز ناراحتي داريد، حتماً با پزشک خود مشورت کنيد. اين مشکل درمان دارويي مؤثري نيز دارد